محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
474
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
منكرات بازداريد و خود هم مرتكب نشويد ، زيرا دستور داده شديد كه ابتدا خود محرمات را ترك و سپس مردم را بازداريد . واژهشناسى استصبحوا : روشنايى بگيريد و چراغ بيافروزيد . امتاحوا : آب برگيريد . شفا : به كناره هر چيزى گويند . الجرف : شكافهايى كه در پى سيلابها در زمين پديد مىآيد . هار : كسى كه بر بالاى بلندى در آستانه سقوط باشد يا سقوط كرده باشد . الرّدى : هلاكت . الشّجو : اندوه و حاجت . السّهمان : سهم و نصيب . تصوّح النّبت : گياه خشك شد . ساختار ادبى اللّه : منصوب بنا بر تحذير است و در اصل چنين بوده است : « حذروا اللّه » يا « اتّقوا اللّه » . أن تشكوا : تأويل به مصدر رفته و مجرور به حرف جر مىشود . الإبلاغ : اين واژه و واژههاى بعدى كه بر آن عطف شده ، همگى بدل مفصل از مجمل است و مبدل منه ، « ما حمّل » است .